Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

در میان دو رود کرخه و کارون میهن ما

روستایی هست به نام گمبوعه افتاده در چاه بلا

مردمش با عشق خیار و گوجه می کاشتند

گاهگاهی کنجد و ماش و عسل بر می داشتند

زمستان این دیار پر بود از باقلا

چه لوبیاهای سحر آمیزی که نمی شد سبز آنجا

سبزیش خوشبو، معرف و با مشتری

از نعناع و ریحان، گشنیز تا جعفری

چند سالی است که ورق زندگی در آن برگشته

آب زراعتش در حصر عده ای خاص به سد نشسته

با مدیرانی که خوابند یا وامانده از کار جهان

که در عمل بی نقش فقط دارند نام و نشان

مرگ تدریجی اهالی زحمت کش این آبادی

در کنار مقابر بزرگ جهاد و سیدهادی

چند سالی است که آغاز شده و وضعیت بحرانی است

چون که آب قطع شده و جریان تملق جایگزین شده و غیر جبرانی است.