جهاد اقتصادی را در بخش کشاورزی جدی بگیریم
«اگر کسی از رعیت درماند و بگاو و تخم حاجتمند گردد
او را وام دهند و سبکبار دارند تا برجا بماند و از خانه
خویش به غربت نیفتد .»
سیاست نامه خواجه نظام الملک
در قبل از دهه 40 هجری شمسی و پیش از اصلاحات ارضی می توان به صراحت گفت؛ پدران ما به عنوان دهقانان آن دوره با نام رعیت در مزارع بزرگ، مالکان با مدیریت مباشران و کدخدایان که ارباب خوانده می شدند؛ بدلیل بی خبری و نا آگاهی از محیط خارج از روستای خود به نوعی بازداشت بودند. بازداشتانی که که برای اربابان خود کار می کردند و بخشی از تولید و یا محصول را صاحب می شدند ودر زمینه عوامل تولید کشاورزی از قبیل آب ، زمین ، نهاده های کشاورزی ،بازاریابی و فروش محصول علی رغم وجود خیلی از محدودیتها آن زمان هیچ تعهد و دغدغه ای نداشتند و در خیلی از مواقع از اربابان مساعده می گرفتند و با کمک آنها خانه نیز می ساختند. در این میان کدخدا، که همیشه در روستا بود حافظ امنیت و اموال روستاییان بود و موانع ارتکاب هرگونه جرم و جنایت و استفاده هرچه بیشتر از کار کشاورزان در راستای افزایش تولید را فراهم می کرد .
با شروع اصلاحات ارضی در سال 1342 هجری شمسی و تقسیم و فروش اراضی به کشاورزان فاقد زمین ساکن روستا، کشاورزان سرمست از بدست آوردن مهمترین عامل تولید ازدید خودشان، آزادی خود را جشن گرفتند . در این زمان بود که با حذف تدریجی مالکان و گسترش نطام دیوان سالاری و بی توجهی به کدخداها ،رهبری جامعه روستایی متلاشی گردید و فروپاشی نطام روستایی سنتی که بمرور زمان وبراساس نیاز جامعه تکامل یافته بود به یک باره رقم خورد. دولت وقت اگر چه بامدیریت منابع بانک کشاورزی و تصویب وتأسیس سازمان تعاونی روستایی و راه اندازی شرکت های تعاونی روستایی با هدف افزایش تولید و حمایت از کشاورزان و شکوفایی اقتصاد کشاورزی در روستاها گام هایی بردداشت؛ اما باید قبول داشت که ناکارآمدی تشکل ها و ناهماهنگی بین سازمانهای متولی مدیریت روستا موجبات افت و خیزهای فراوانی راچه در عملکرد آنها و چه در زندگی روستاییان را به دنبال داشت . برای نمونه دولت اگر چه با ساختن سد ها و توسعه و تجهیز شبکه های آبیاری و همچنین تامین نهاده ها و توجه به تحقیق،آموزش و ترویج کشاورزی خصوصا در سال های اخیر از هر کوششی فروگذاری نکرده اما باید باور کنیم که به عوامل فنی و محیط روستایی بیشتر از از خود روستاییان پرداخته شده است. با توجه به آنچه گفته شد مشاهدات نشان می دهد امروزه کشاورزان علی رقم داشتن زمین ، آب و نهاده روز به روز فقیر و فقیرتر می شوند واین فقر موجبات فقر بیشتر ،فساد ، خشونت ، ناآگاهی، اعتیاد وحتی دین گریزی در روستاها را شدت می بخشد ومهاجرت از روستاها دلیل این مدعا است. بررسی علل ناکارآمدی در چنین شرایطی نشان می دهد که نبود سرمایه تنها عامل ممکن برای تبدیل به عوامل دیگر تولید برای بده ،بستان های اقتصادی ،اجتماعی و حتی سیاسی و همچنین پرداخت هزینه های تولید و توسعه از عوامل مهم و موثر در رکود و عدم پویایی روستاهاست . سرمایه ایی که در مملکت ما به ريال سنجیده می شود و ريالی که کشاورزان برای بدست آوردنش می بایست ريالی داشته باشند تا ضرب المثل « پول ، پول می آورد » مصداق عینی پیدا کند .
ریالی که اگر چه دهقانان پدر بدلیل گرفتاری حاصل از سرمستی ناشی از بدست آوردن زمین به اهمیت آن پی نبرده اند، اما صنعت گران بی زمین در حداقل مکان و زمان چه بهره هایی که از آن نبر ده اند و با آن بود که چرخ صنعت مملکت را باعث گردیده اند. همان چرخی که خیلی از کشاورزان زمین دار بی سرمایه را مجذوب خود کرده و مهاجرت آنها را به شهرها سرعت بخشید .
ريالی که دهقان زادگان تهی دست بدون آن اسارتی نفس گیر را در تکه زمین های خرد و پراکنده و بی بازده را به ارث برده اند .
همان دهقان زادگانی که بعضاً تحمل گرفتاری در بوکراسی اداریی دریافت تسهیلات کشاورزی را ندارند و چه بسا در صورت دریافت تسهیلات رقبتی برای بازپرداخت آن در خود نمی بینند.
همان دهقان زادگانی که برای در یافت تسهیلات مصوب دولت حتی از نوع ریاست جمهوریش بدلیل هزینه های بالای غیر سود تسهیلات حاضر به مراجعه بانک ها عامل نمیشوند .
همان دهقان زادگانی که در هزاره سوم و در عصر اطلاعات اضافه برخی اقدامات قرون وسطایی از جمله اطاعات کورکورانه و تهدید به زور و قانون را تاب نمی آورند و بر مدیریت مشارکتی حتی از نوع کدخدایی منشانه ایمان و اسرار دارند و ایام بازداشت پدران خویش را در سرزمین حاصل خیز خوزستان و دیار کرخه و کارون را آرزو می کنند .
همان سرزمینی که روزی ؛ روزگاری محل معرکه دهقانان تهی دست اما با ایمان در برابر ارتش سر پا مسلح انگلیسی های بی دین موسوم به « جهاد » است .
و در آخر حالا که شکوفایی اقتصاد مملکت بر مسئولان عالی رتبه نظام و کشور و در رأس آنها رهبر عزیز انقلاب بصورت جهادی مورد تاکید قرار گرفته است ؛ امیدواریم مسئولان محلی با ارزیابی نیازهای جامعه روستایی و کشاورزان و نقش آنها در شکوفایی اقتصاد کشاورزی در راستای اهداف دولت کریمه گام بردارند که در غیر اینصورت نه جهاداقتصادی و نه جهاد کشاورزی و نه جهاد فی سبیل الله بدون توجه به نیازهای جامعه نه کارساز است و نه پایدار خواهد بود . در این زمینه آنچه لازم است گفته شود که برای افزایش کارایی جهاداقتصادی در روستاها هم راهی جزء طریقه جهادسازندگی شناخته شده نیست . جهادسازندگانی که به ساز,زندگی مردم به فکر سازندگی بودند .